می فهمی که چی میگم ؟؟
من اگه بیام اینجا بگم واااااااااااااااااااااااای کنسرت شجریان خیلی حال داد . واااااااااااااااااااااااااااای اندش بود . واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای عشق کردم و از این حرفا ممکنه بسیاری از کوته فکران بگن واه واه حالا اومده اینجا قمپز در کنه که من رفتم کنسرت شجریان !
می بینی مردم چه جورین ؟؟ آدم دیگه نمی تونه حتی یه خاطره ی خشک و خالی تعریف کنه . هنوز ب بسم الله از دهنت در نیومده پشت سرت هزار تا حرف میزنن ! ![]()
واسه همین مصلحت رو توی نگفتنش میبینم ... همین بهتر که آدم نگه ! والّا !! مگه بیکاری واسه خودت شر درست میکنی ؟ پس فردا میان ترورت میکنن خونت رو میریزن زمین هیشکی نیست به دادت برسه .. اون روزه که به شیکر خوردن میافتی .. ولی چه فایده ؟ هر چی هم شیکر بخوری اوضاع مثل روز اولش نمیشه .. خداوندا ..
پروردگارا ...
بار الها ..
ای فریاد رس مظلومان ..
من و قلب کوچکم دوست داریم در آسمان پاک و آبی قدم بگذاریم ....![]()
![]()
خب دیگه خالی شدم ... آخیـــــــــــــــــش !
پی نوشت : ولی کل 4 ساعت کنسرت یه طرف و اون تیکه ی آخرش که مرغ سحر رو خوند یه طرف دیگه!!![]()
![]()
![]()


