تبليغاتX
که چی ؟؟؟
دو سه روز دیگه معلوم میشه!
نوشته شده توسط ریحانه
جمعه 26 اسفند1384

هر سال همین آشه و همین کاسّه یه هفته مونده به عید می گم بابا کجا می خوایم بریم؟

میگه اوووووووووووووه چه عجله ای داره !! کوتا عید؟

هیچی نمیگم .خب شاید من زیادی هولم!!

سر شام که دوباره بحثش میشه بابام میگه خب اردبیل خوبه! همدانم بدک نیست!ولی نــــــــــه تو عید جنوب رفتن یه حال دیگه ای داره ها!نه؟

وقتی خونواده یک صدا میگن آره یکی دو قاشق نوش جان میکنه و میگه :آخه حیف نیست مشهد نریم؟ میگیم چرا حیفه !

حالا دو روز مونده به عید ...فکر می کنی می دونیم کجا میریم؟نه ...خداییش میدونیم یا نه؟

حدس بزن

نــــــــــــــــــــــــــــــه از کجا بدونیم؟حالا مونده تا صبح روز مسافرت !

ایشالله همون روز صبح می فهمیم!

بابامه دیگه چی کارش میشه کرد؟؟

استارت !!
نوشته شده توسط ریحانه
چهارشنبه 24 اسفند1384

خب واقعا این سوالی بود که مامانم ازم پرسید .

وقتی بهش گفتم میخوام یه وبلاگ درست کنم ، دراومد که : که چی ؟

راست میگه دیگه : که چی ؟؟؟  رفتم پیش بابام که واسم استارتشو بزنه .

تا گفتم وبلاگ گفت : ریحان ! دست بردار تروخدا ، همین جوریش کم پای اینترنتی ؟!؟

من نمیدونم تو اون مانیتور چی داره که میری زل میزنی بهش ؟؟ آخه اون خوشگلتره یا من ؟ ببین ! بعدم چشم و ابروش رو واسم ناز میکنه ! خداییش راست میگه بابام نازتره !

designer